درهای اهواز؛ وقتی رودخانه به خانه‌ها راه می‌یافت

مجتبی گهستونی، روزنامه‌نگار و دبیر سرویس نخبگان و سمن‌های میراث آریا در یادداشتی نوشت: در اهواز، گاهی برای دیدن بخشی از تاریخ و هویت شهر لازم نیست سراغ موزه‌ها، بناهای شاخص یا کتیبه‌ها برویم؛ کافی است در کوچه‌های قدیمی شهر قدم بزنیم و به درهای خانه‌ها نگاه کنیم. برخی از این درهای قدیمی، خود روایتگر بخشی از زیست‌بوم، خاطرات و فرهنگ مردم این شهر هستند؛ درهایی که بر آنها نقش کشتی، قایق، موج، لنگر، پرنده و دریا حک شده است.

درهای اهواز؛ وقتی رودخانه به خانه‌ها راه می‌یافت

این تصاویر شاید در نگاه نخست صرفاً تزئیناتی فلزی بر در ورودی خانه‌ها به نظر برسند، اما برای شهری مانند اهواز، نمی‌توان این نقش‌ها را کاملاً جدا از جغرافیا و تاریخ آن دانست. رود کارون، یکی از مهم‌ترین عناصر شکل‌دهنده به حیات اهواز، فقط یک رودخانه نیست؛ بخشی از حافظه تاریخی، اقتصادی و اجتماعی شهر است.

درهای کشتی‌نشان اهواز را می‌توان بخشی از «فرهنگ بصری» شهر دانست؛ فرهنگی که در آن رودخانه، آب، سفر، تجارت، ماهیگیری و ارتباط با بنادر جنوبی، راه خود را به زندگی روزمره مردم باز کرده است. گویی آنجا که امکان ثبت تاریخ در کتاب‌ها کم‌رنگ شده، آهن و دست‌های هنرمند در و پنجره‌سازان، بخشی از این تاریخ را بر سردر خانه‌ها حک کرده‌اند.

از سوی دیگر، اهواز هیچ‌گاه در جغرافیای خود منزوی نبوده است. پیوندهای آبی و تجاری خوزستان، این شهر را با شهرها و بنادر مهمی همچون خرمشهر، آبادان، ماهشهر، سربندر و هندیجان مرتبط کرده است. در چنین جغرافیایی، طبیعی است که کشتی و لنگر تنها یک تصویر تزئینی نباشند؛ بلکه بتوانند نشانه‌ای از یک جهان زیسته و خاطرات جمعی مردمانی باشند که آب و رودخانه در زندگی آنان نقش داشته است.

درهای اهواز؛ وقتی رودخانه به خانه‌ها راه می‌یافت

تصویر این درها، نکته مهم دیگری را نیز به ما یادآوری می‌کند: معماری فقط دیوار، سقف و مصالح نیست؛ معماری زمانی به فرهنگ نزدیک می‌شود که نشانه‌های زندگی مردم را در خود بازتاب دهد. یک درِ آهنی ساده، وقتی نقش قایق و موج و لنگر بر آن می‌نشیند، از یک عنصر صرفاً کاربردی فراتر می‌رود و به سندی کوچک از فرهنگ محلی تبدیل می‌شود.

اما این میراث کوچک و پراکنده، امروز در معرض فراموشی است. بسیاری از خانه‌های قدیمی اهواز تغییر شکل داده‌اند، برخی تخریب شده‌اند و درهای قدیمی نیز یا تعویض شده‌اند یا زیر لایه‌های رنگ و تعمیرات از شکل اولیه خود فاصله گرفته‌اند. با هر دری که از میان می‌رود، ممکن است بخشی از حافظه بصری یک محله نیز برای همیشه از بین برود.

درهای اهواز؛ وقتی رودخانه به خانه‌ها راه می‌یافت

ضروری است نگاه ما به میراث فرهنگی، تنها متوجه بناهای ثبت‌شده و شاخص نباشد. گاهی یک در قدیمی، یک پنجره، یک سردر، یک نقش فلزی یا حتی شیوه رنگ‌آمیزی خانه می‌تواند اطلاعات ارزشمندی درباره سبک زندگی، باورها، مشاغل و پیوند مردم با محیط پیرامونشان ارائه کند.

از همین منظر، احیای نقش‌های بومی و متناسب با زیست‌بوم خوزستان در طراحی درهای ورودی خانه‌ها و حتی ساختمان‌های جدید می‌تواند اقدامی فرهنگی باشد. قرار نیست شهر را به موزه تبدیل کنیم یا همه درها را به شکل کشتی بسازیم؛ بلکه باید زبان معماری بومی را دوباره بشناسیم و امکان حضور خلاقانه آن را در زندگی امروز فراهم کنیم.

درهای اهواز؛ وقتی رودخانه به خانه‌ها راه می‌یافت

چرا در اهواز نباید در طراحی برخی ساختمان‌ها از نقش‌های برگرفته از رودخانه، نخل، قایق، کشتی، لنگر، موج و دیگر نشانه‌های طبیعی و فرهنگی خوزستان استفاده شود؟ چرا نباید هنرمندان فلزکار، طراحان و معماران محلی دوباره به سراغ این نقش‌ها بروند و با زبان امروز، آنها را بازآفرینی کنند؟
بازگشت این نشانه‌ها به شهر، الزاماً به معنای بازتولید گذشته نیست؛ به معنای بازگرداندن هویت به آینده است.

اهواز شهری است که کارون از میان آن گذشته و هنوز می‌توان رد پای این رود را در خاطرات مردم، نام محله‌ها، مشاغل، ادبیات، عکس‌های قدیمی و همین درهای خاموش پیدا کرد. درهایی که شاید سال‌هاست بسته‌اند، اما نقش کشتی بر آنها هنوز چیزی برای گفتن دارد.

درهای اهواز؛ وقتی رودخانه به خانه‌ها راه می‌یافت

شاید وقت آن رسیده باشد که این درهای قدیمی را فقط به عنوان عناصر فرسوده و ازمدافتاده نبینیم؛ آنها را بخشی از حافظه شهری اهواز بدانیم، مستند کنیم، از نمونه‌های ارزشمندشان حفاظت کنیم و الهام از آنها را به معماری امروز شهر بازگردانیم.

گاهی یک شهر برای به یاد آوردن اینکه چه بوده است، لازم نیست به گذشته سفر کند؛ کافی است درِ خانه‌های قدیمی‌اش را دوباره نگاه کند.

انتهای پیام/

کد خبر 1405061100996
دبیر مرضیه امیری

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha